تولدت مبارک
.
Sunday, November 1, 2009
Sunday, October 11, 2009
باز هم تو
در طول روز تمام وقتم با نی نی پر میشه. وقت ندارم به چیزی فکر کنم. همین که به کارهای خونه و خودم و نی نی برسم خدا را شکر میکنم. اگه هم رسیدم که یه چرت عصرگاهی بزنم که دیگه خدا را بنده نیستم.
ولی ... شبها که همه کارها تموم میشه و میخوام بخوابم باز میایی جلو چشمم و خاطراتمون تو ذهنم زنده میشه
.
ولی ... شبها که همه کارها تموم میشه و میخوام بخوابم باز میایی جلو چشمم و خاطراتمون تو ذهنم زنده میشه
.
Tuesday, October 6, 2009
Thursday, September 10, 2009
Sunday, August 23, 2009
Wednesday, August 19, 2009
...دلم برای
دلم برای آغوش گرمت، لبهای داغت، دستهای نوازشگرت،صدای گوش نوازت و نگاه عاشقانه ات خیلی تنگ شده
.
.
Tuesday, August 4, 2009
Sunday, August 2, 2009
Wednesday, July 29, 2009
Tuesday, July 21, 2009
Monday, July 13, 2009
مادر بودن
وقتي دخترم را در آغوش ميگيرم و سينه پر از شيرم را در دهانش ميگذارم ديگر به هيچ چيز و هيچ كس فكر نمي كنم و فقط از لذت ناب مادري سرشار ميشوم
Saturday, July 11, 2009
Monday, July 6, 2009
غرور
ديگه اميدي ندارم. اين همه وقته كه ازت بيخبرم. دلم ميخواد بدونم چي شده ولي مغرورتر از اونم كه خودم پا پيش بزارم ولي ميگم كه خيلي دلم برات تنگ شده و آرزوي ديدارت را دارم
Saturday, May 23, 2009
Sunday, May 10, 2009
بهار
بازم بهار شد. هواي تميز و ملايم و بارانهاي بهاري ياد آور خاطرات زيبا هستند و فقط دلت ميخواد دست در دست اوني كه دوستش داري راه بري و راه بري و به هيچ چيز فكر نكني
.
Wednesday, April 29, 2009
Tuesday, April 21, 2009
Monday, April 6, 2009
Tuesday, March 17, 2009
Monday, March 16, 2009
چه فايده؟
موهامو كوتاه كردم و رنگش را هم تغيير دادم. يه دستي هم به ابروهام كشيدم و يك كم باريكترشون كردم. ولي چه فايده من كه قرار نيست به اين زودي ببينمت
.
Subscribe to:
Posts (Atom)

